تبليغاتX
گروه+10 - حرمت مارلیک، نمادی از استقلال باستان شناسی ایرانی، را پاس بداریم

گروه+10

گروهی از وبلاگهای باستان شناسی و ایرانشناسی

حرمت مارلیک، نمادی از استقلال باستان شناسی ایرانی، را پاس بداریم

 

محمدتقی عطایی

 

به نقل از میراث آریا می­خوانیم که «دومین فصل کاوشهای باستان شناسی تپه مارلیک پس از وقفه ای 40 ساله­، با همکاری پژوهشکده باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان آغاز شد».

تپه مارلیک در گستره فرهنگ ایرانی و نیز در تاریخچه باستان شناسی ایرانی از جایگاه ویژه­ای برخوردار است. این تپه در اصل گورستانی از پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول ق­م میلاد است؛ یعنی زمانی که اقوام ایرانی زبان به دورن فلات ایران رخنه کردند. دکتر عزت الله نگهبان در آغاز دهه 1340با پایمردی توانست این گورستان باستانی را از غارت چپاولگران دولتی و غیر دولتی برهاند و در کاوشی 14 ماهه، 53 گورستان آن را کاوش کرده و نجات دهد. دکتر نگهبان همانگونه که این محوطه را کاوش نموده بود به همان صورت نیز در چندین مقاله و کتاب گزارش مقدماتی و نهایی آن را منتشر کرد. یافته­های این محوطه از نظر اهمیت شناخت فرهنگ تازه­واردان ایرانی زبان به حدی بود که پس از کاوشهای دکتر نگهبان عده زیادی از علاقمندان به این دوره فرهنگی را نیز به خود جذب نمود. محققان فرنگی و وطنی هر کدام سعی کردند تا نکات بیشتری از این فرهنگ باستانی را روشن کنند. ماحصل این مطالعات چنان شد که امروزه مواد فرهنگی بدست آمده از مارلیک شاخص معتبر و مطئنی برای تاریخگذاری مقایسه­ای و نیز تحلیلهای تاریخ هنری و باستان شناسی و حتی تاریخی است. مواد فراوان به دست آمده از مارلیک به حدی متنوع است که حتی هنوز هم می­شود تحلیلهای ناب از آن به در آورد. در همین یکی و دو سال گذشته یک پایان نامه کارشناسی ارشد به همت آقای علی اکبر وحدتی درباره فرهنگ مارلیک در دانشگاه تهران دفاع شد و نتایج قابل توجهی به بار آورد. آیا بهتر نبود که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان و پژوهشکده باستان شناسی بودجه ای صرف پژوهشهای بیشتر روی مواد به دست آمده از کاوشهای گذشته مارلیک می کرد؟ از سوی دیگر در همین سالهای اخیر چند تن از باستان شناسان پیشکسوت و جوان ایرانی طرحها و فرضیاتی درباره فرهنگ مارلیک بیان داشته­اند که از جمله می­توان به دکتر حسن طلایی، دکتر علی موسوی، مهرداد ملکزاده اشاره کرد. آیا اگر اصرار بر کاوش مارلیک داریم بهتر نیست که دست کم از افرادی بهره بریم که دغدغه این دوره و زمینه را دارند؟ عصری و دوره ای که فرهنگ ایرانی به معنای اخص کلمه و با عنایت به تمامیت بار معنایی آن در حال شکل گرفتن بوده است؛ در این بین البته پژوهشکده باستان شناسی می تواند معتبرترین مرجع تاثیرگذار و هدایت کننده باشد. اما متاسفانه هنوز هم همچون گذشته در کاوشهای باستان شناسی رعایت اصل تخصص پذیری در حاشیه مانده و نادیده انگاشته می­شود. تو گویی دانشجویان باستان شناسی ایرانی مطالعه می­کنند، مقاله و کتاب می­نویسند تا در یک دوره و زمینه خاصی متبحر شوند و آنوقت به سادگی کنار گذاشته می­شوند تا شخصی دیگر که تخصصی ندارد بیاید و امر کاوش را عهده دار شود. در مورد مارلیک نیز اینگونه است. خوب به یاد دارم که زمانی سودای کاوش مارلیک به سر جناب آقای رضا مستوفی فرد استاد گروه باستان شناسی دانشگاه تهران نیز افتاده بود و او توانست به هر قیمتی خود را به گورستان مارلیک برساند اما نتیجه شکستی غیرقابل پیش بینی بود.... .

اکنون دیگر تمام علاقمندان و متخصصان هزاره اول ق­م و به خصوص مارلیک، در پی یافتن گور جدید و پر از شیء نیستند، بلکه بیشتر خواهان کشف نوع و الگوی استقرار آنها هستند. موضوعی که با کاوش گورستان مارلیک محقق نخواهد شد و آنچنان که هم دکتر نگهبان اشاره کرده و هم دیگرانی که علاقه به این کار دارند بر آن تاکید کرده­اند، احتمالاً با کاوشهای پیلا قلعه میسر خواهد شد. من هنوز هم توجیه کاوش دوباره گورستان مارلیک را درک نمی­کنم.

از سویی، جناب آقای دکتر حسن فاضلی، ریاست محترم پژوهشکده باستان شناسی، در گفت و گوی شفاهی ابراز داشته اند که مجوزی از سوی پژوهشکده باستان شناسی برای کاوش در مارلیک صادر نشده است، و فعالیت اخیر هیات مستقر در مارلیک در اصل«گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه مارلیک» است، اما از سوی دیگر، سرپرست محترم هیات مستقر در مارلیک در مصاحبه با سایت رسمی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خبر از کاوشهای گسترده و حصول «نتایجی دور از انتظار» می دهند «به طوری که در مدتی کمتر از دو روز با کاوش آزمایشی، آثاری گران بها و تاریخی یافت شد» و تاکید می کنند که این فعالیتها «با همکاری پژوهشکده باستان شناسی و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان آغاز شده است».

شایسته است پژوهشکده باستان شناسی که نماینده معتبر و مشروع همه باستان شناسان کشور و یگانه تشکیلات مورد تایید همه ماست، در چنین مواردی قاطعیت بیشتری نشان دهد و دست کم با صدور بیانیه یا خبری رسماً اعلام نماید که مجوزی برای کاوش در مارلیک صادر نشده است. چرا که «تعیین عرصه و حریم یک محوطه» تعریف مشخصی دارد (و مثلاً در تعیین حریم، گمانه های 3×2 متر حفر نمی شود) و علاوه بر آن در تمامی احکامی که برای این منظور از سوی پژوهشکده باستان شناسی صادر می شود به صراحت این جمله درج شده است که «به محض برخورد به آثار می بایست کار حفاری متوقف گردد». آیا کاوش اخیر در مارلیک با حفاری غیرمجاز تفاوتی دارد؟ نتایج حاصل از این کاوش در کدام محفل و مجمع باستان شناسی ارایه یا منتشر خواهد شد و مورد تایید کدام یک از باستان شناسان ایرانی خواهد بود؟

مارلیک نیازی به کاوش ندارد و استفاده از عناوینی همچون «سایت موزه» نیز دیگر جذابیتی ندارد چرا که این همه محوطه که به همین بهانه­ها کاوش شد اما هیچ سایت موزه­ای به دنیا نیامد.  

سخن آخر اینکه اگر هم به هر دلیلی می­خواهیم جایی را کاوش کنیم از محققی جاافتاده و علاقمند و دارای منش پژوهشی استفاده کنیم تا هنوز در ابتدای کار و در یک گمانه/کاوش آزمایشی «به طول 3 و عرض 2 متر» آثار ساختمانی چهاردیواری با مساحتی در حدود 30 متر کشف نکنیم و مبانی علم ریاضیات را به هم نریزیم (رجوع شود به مصاحبه در میراث آریا). نام مارلیک نمادی از استقلال کاوشهای باستانشناسی به دست ایرانیان است. حرمت آن را پاس بداریم. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:10  توسط گروه+10  |